ویژه نامه شهید رضا چراغی(2)/خواهرشهید رضا چراغی در گفتگو با کوله بار:

برادرم نسبت به بیت المال خیلی حساس بود/بالش زیر سرش نمی گذاشت و می گفت رزمندگان روی سنگ می خوابند

خانم چراغی گفت: شهدا به بحث بیت المال خیلی توجه داشتند و فکر نمی کردند که روزی روزگاری در کشورمان بحث فیش های نجومی مطرح خواهد شد.

«فاطمه چراغی» خواهر شهید رضا چراغی در گفتگوی اختصاصی با خبرنگار کوله بار با اشاره به خاطرات برادر شهیدش گفت: فرزند آخر خانواده ام و 12 سال با او فاصله سنی داشتم. مثل خواهر و بقیه ها در خانه هم بگو و بخند داشتیم اما هیچ وقت با او دعوا نداشتم چون اخلاقش خوب بود و گل سرسبد خانواده مان بود. هیچ وقت کسی را نمی رنجاند و از کسی ناراحت نمی شد.رضا مثل معلم برایم بود، مثلا به من می گفت که چگونه ظرف ها را بشویم و رفتار کنم و حتی نحوه اتو کردن لباس را به من توضیح می داد در حالی که هیچ کدام از برادرانمانم این گونه نبودند.

 

 

وی ادامه داد: من الان هم به او علاقه دارم چرا که او مهربان و با گذشت بود و وقتی از جبهه برمی گشت، همیشه دوست داشتم که کنارش باشم و حتی اسلحه شناسی را هم به من یاد داد. دوست داشتم با اتو کردن لباسش به او محبت کنم و گاهی که آشپزی می کردم می گفت که خوشحالم از اینکه می بینم که تو غذا پختن را یاد گرفتی و ولی سعی کن بیشتر یاد بگیری.

 

 

خواهر شهید رضا چراغی با اشاره به یکی از خاطراتش افزود: یک روز که می خواست به زنجان برود،مرا صدا زد و نصیحتم کرد و گفت: «دو چیز را اگر از یاد ببرید انسان کاملی می شوید؛ به هر کسی که خوبی می کنید همان لحظه فراموش می کنید، کسی هم که به شما بدی می کند، آن را هم  فراموش کنید.» با اینکه چندین سال از این حرفش گذشته است، اما همچنان تکیه کلام من است و آن موقع متوجه منظورش نشدم اما الان می فهمم که چه حرف با مفهومی زده است.

 

 

خانم چراغی ادامه داد: برادرم در عملیات والفجریک شهید شد.اوایل خبر شهادتش را به ما نمی گفتندو فقط عکسش را به خانه آوردند و بعد فهمیدیم که شهید شده است.قبل از آن، 11 بار زخمی شده بود و به گفته یکی از همرزمانش، قبل از شهادتش، یک بار که زخمی شده بود اما همرزمانش گمان می کردند که شهید شده و حتی در جبهه برایش پلاکارد زده و مراسم گرفته بودند که ناگهان دیدند که رضا به میانشان برگشت.

 

 

وی افزود: یک هفته قبل از شهادتش، حلقه نامزدی اش را گم کرده بود. یکی از دوستانش را می بیند که برادرش شهید شده بود و حلقه اش را از خجالتش در می آورد که بعد آن گم می شود.تا روزی که شهید شود ما سمتش را در جبهه ها نمی دانستیم. بالش زیر سرش نمی گذاشت و ما هی می آوردم اما قبول نمی کرد و می گفت که در جبهه ها، رزمندگان روی سنگ می خوابند و من چطور می توانم الان به راحتی بر روی بالش بخوابم.

 

 

خواهر شهید چراغی با اشاره به توجه برادرشهیدش به بیت المال گفت: گاهی ماشین های سپاه را جلوی خانه می آورد و من 12سال کوچکتر بودم و داخل ماشین می رفتم و آن را می گشتم و یکبار از پتو سربازی ها و خرما و ساندیس که داخلش بود، برداشتم اما وقتی که به برادرم نشان دادم، می گفت که اینها را برگرداند داخل ماشین، چرا که برای رزمندگان است. گفتم که ماشین برای توست و او گفت که ماشین برای سپاه است و من اختیاری بابت آن ندارم، چون بیت المال است و هرگز ندیدم که از ماشین سپاه برای رفع نیازهای شخصی اش استفاده کند.

 

 

وی ابراز داشت:روز سوم شهادتش، شهید ممقانی یکی از همرزماش به خانه مان آمد و گفت که رضا در جبهه فرمانده لشکر 27 محمدرسول الله(ص) بوده است و تا قبل از آن، ما چیزی نمی دانستیم.

 
خواهر شهید در پایان خاطر نشان کرد:شهدا به بحث بیت المال خیلی توجه داشتند و فکر نمی کردند که روزی روزگاری در کشورمان بحث فیش های نجومی مطرح خواهد شد. آنها هدفشان حفظ اسلام و قرآن بود و برای آن جنگیدند و به شهادت رسیدند و امیدوارم که مسئولان کشورمان با احتیاط، حقوق دیگران را ضایع نکنند و مراقب بیت المال باشند که هدر نرود.

 

انتهای پیام/ک

 

برای خواندن ویژه نامه «شهید رضا چراغی» کلیک کنید

 

 

دیدگاه ها

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

جدیدترین ها