ویژه نامه شهید جان بزرگی1/دوست شهيد سعيدجان بزرگي:

شهید جان بزرگی اميد دوباره اي به من داد

به گزارش اختصاصی کوله بار،درتير ماه 79 بود كه «وحيد تاجيك» با سعيد جان بزرگي باجناق شد. هر چند آنها از مدت ها قبل به خاطر نسبت فاميلي دور با هم آشنا بودند. با اين حساب وحيد خوبي براي گفتن از اين شهيد دارد:« تازه نامزد كرده بودم كه در آزمون كارشناسي ارشد 1379 پذيرفته شدم؛ اما به اندازه  خوشحالي ام، ناراحت هم بودم. در شهريور همان سال  به اتفاق همسرم به صرف نهار به منزل سعيد رفتيم. سعيد با شنيدن خبر قبولي من در دانشگاه خوشحال شد اما مرا زياد خوشحال نديد. علت را جويا شد.

به گزارش اختصاصی کوله بار،درتير ماه 79 بود كه «وحيد تاجيك» با سعيد جان بزرگي باجناق شد. هر چند آنها از مدت ها قبل به خاطر نسبت فاميلي دور با هم آشنا بودند. با اين حساب وحيد خوبي براي گفتن از اين شهيد دارد:« تازه نامزد كرده بودم كه در آزمون كارشناسي ارشد 1379 پذيرفته شدم؛ اما به اندازه  خوشحالي ام، ناراحت هم بودم. در شهريور همان سال  به اتفاق همسرم به صرف نهار به منزل سعيد رفتيم. سعيد با شنيدن خبر قبولي من در دانشگاه خوشحال شد اما مرا زياد خوشحال نديد. علت را جويا شد. به او گفتم: من در حال حاضر دوران نامزدي (عقد) را سپري مي كنم  و بايد تا چند ماه ديگر، زندگي مشترك را آغاز كنيم. اما هنوز شغل مناسبي پيدا نكردم  و فقط به صورت پروژهاي در اداره اي مشغول به كارم. اگر به دانشگاه بروم فرصت ادامه انجام پروژه را ندارم. با اين حساب همين  كارم را هم  از دست مي دهم؛ از اين ها گذشته، چگونه با پدر همسرم صحبت كنم كه تاريخ عروسي را تا 2 سال ديگر به عقب بيندازد.

 
وی ادامه داد:وقتي سعيد، دليل نگراني ام را فهيمد ، به فكر فرو رفت. سپس رو به من كرد وگفت: «به آينده فكر كن، از زمان حال غافل مشو و گذشته را به عبرت داشته باش.» در جواب به او گفتم كه  اگر به دانشگاه بروم، شغل و كارم را از دست مي دهم. او در جوابم  گفت: «اگر بخواهيم همين الان با هم بيل و كلنگ به دست مي گيريم و تا غروب نشده كاري پيدا مي كنيم و كارگري مي كنيم! با پدر خانمت  هم موضوع را در ميان مي گذاريم تا بتواني به راحتي ادامه تحصيل بدهي... خدا بزرگ است. نگران نباش...»

 

 

 تاجيك افزود:«روحيه و اميد منحصر به فرد سعيد در من تاثير فوق العاده اي گذاشت. 3 ماه بعد  از اينكه در دانشگاه ثبت نام كردم،  در مصاحبه استخدامي يك اداره دولتي پذيرفته شدم و همزمان با تحصيل، شغل ثابت هم داشتم.

 
وی در پایان تاکید کرد: انرژي و روحيه اي كه از حاج سعيد گرفتم همچنان با من است. با اينكه خيلي دوست داشت در مراسم ازدواج ما و در كنار ما باشد اما آن روز در كنار فرشتگان بود و مراسم ساده ازدواج ما را از آسمان تماشا كرد.»

 

برای خواندن ویژه نامه شهید سعید جان بزرگی لطفا کلیک کنید

دیدگاه ها

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

جدیدترین ها