ویژه نامه شهید محمدرضا دستواره/همرزم شهید دستواره در گفتگو با کوله بار:

مسئولی که باعث عصبانیت شهید دستواره شد/نقش شهید دستواره در تصمیم گیری های نهایی در دفاع مقدس

جنیدی گفت: یکی از مسئولان، بدون برگزاری دوره آموزشی نظامی، از رزمندگان آزمون گرفته بود و همین کار، موجب عصبانیت شهید دستواره شد.

علی جنیدی، همرزم شهید محمد رضا دستواره در گفتگو با خبرنگار کوله بار با اشاره به روحیات این شهید گفت: سال 63، قبل از عملیات بدر، من و شهید سعید معتدی، سعید مقیدی و شهید دستواره در اتاق نشسته بودیم. یکی از رزمنده های عقیدتی سیاسی پیش محمد رضا آمد و گفت: «ما از رزمنده های مستقرشده در سد دز امتحان گرفتیم که  نمره هایش را آورده ام.» گویا او بی آنکه به رزمنده ها جزوه ای بدهد، از آنها امتحان گرفته و اکثر نمره هایشان پایین شده بود.
 شهید دستواره با لحنی جدی به او گفت: «چه کسی به شما گفته امتحان بگیرید!؟ فردا من  با این نیروها به عملیات می روم، اگر آنها بدانند که نمره شان چند شده، با چه روحیه ای خواهند جنگید. حق اینکه بدون اجازه ما یک امتحان هم برگزار کنیم، ندارید. اول کلاس آموزشی بگذارید و بعد امتحان بگیرید.»

وی اضافه کرد: شهید دستواره که واقعا از این کار آن مسئول ناراحت و عصبانی شده بود، گفت: «اگر رزمنده ای به فرض مثال بفهمد که نمره اش 7 شده، با خودم می گوید، اگر شهید شدم، آیا با این وضع امتحانم، شهادتم قبول می شود یا خیر...»

جنیدی خاطر نشان کرد: بعد از اینکه آن مسئول رفت، ما از برخورد محمد رضا ناراحت شدیم اما او گفت: «خیلی هم این برخورد درست بود. این بچه ها با ایمان و اعتقاد خاص و با توجه به فرمان امام می جنگند؛ ما به چه حسابی این نیروها را فراری می دهیم. آیا این کار درست است؟»

همرزم شهید دستواره گفت: موقع اعزام نیروها از تهران به جبهه، به رزمنده ها گفته بودند که شما به دوکوهه و لشکر 27 می روید اما وقتی به آنجا رسیده بودند، از آنها خواستند که به تیپ 20رمضان بروند اما آن نیروها راضی نبودند. شهید دستواره وقتی از موضوع باخبر شد، به صورت تلفنی با مسئولان اعزام نیروی تهران تماس گرفت و گفت: «شما نباید به نیروها قول بدهید و بعد زیر آن بزنید. این کارتان اشتباه است.» او با عصبانیت با آنها صحبت کرد و از آنها خواست که چنین رفتاری را تکرار نکنند.  محمد رضا نسبت به این مسائل خیلی حساس بود. سرانجام شهید افراسیابی طی سخنرانی برای آن نیروها، آنها را به لشکر 27 معرفی کرد.

وی با اشاره به نقش شهید دستواره در تصمیم گیری های حساس در دفاع مقدس، اظهار داشت: سال 63 بعد از عملیات بدر، قرار بود عملیاتی تحت امر قرارگاه کمیل به فرماندهی صیاد شیرازی( که معاونشان هم حسین اعلایی بود) انجام شود. ظاهرا بیشتر فرماندهان با آن عملیات مخالفت کرده بودند. در جلسه نهایی تصمیم گیری، شهید دستواره با بیان دلایل منطقی اش، گفت که مخالف انجام آن است. او یکی از افرادی بود که تاثیر زیادی در تصمیم گیری نهایی جمع داشت.

جنیدی ابراز داشت: محمد رضا همیشه انجام هر عملیاتی را از زوایای مختلف می سنجید. در سخنرانی هایش همیشه تاکید می کرد که نیروها با دیدن آموز ش های بیشتر، توان نظای خودشان را بالاتر ببرند تا بتوانیم زودتر بر دشمن غلبه کنیم. او اصل موفقیت و تسلسلی جنگیدن را یکی از رمزهای پیروزی می دانست.

    این همرزم شهید دستواره در پایان اظهار داشت: در عملیات کربلای 5، سوار جیپ شدیم و برای سرکشی به بعضی از خاکریزها رفتیم. نیروهای عراقی خیلی جلو آمده بودند. شهید دستواره به من و سید مجتبی آقا میری گفت که برویم تانک بیاوریم. ما هنگامی که تانک ها را آوردیم؛ شهید دستواره را ندیدیم. شنیدیم چند نفر از رزمنده ها در آن نزدیکی شهید شده بودند. بعد خبر دار شدیم که آنها را به سردخانه برده اند. خدا، خدا می کردیم که شهید دستواره در میان آنها نباشد، اما ... شهید دستواره به آرزوی دیرینه خود رسیده و با همان لبخند همیشگی اش، به خواب ابدی رفته بود.
انتهای پیام/ک

 

دیدگاه ها

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

جدیدترین ها