«ما بلدیم»؛ این پیامیست که غرب بخوبی میداند
«جنگ آخر» کتابی درباره یک واقعیت جهانی است. کتابی که هرچند با مسئله ایران درگیر نشده اما میتواند به سوالات و ابهامات ملت ایران برای رسیدن به یک تصمیم مشترک هستهای کمک کند. ماکان عیدی پور نویسنده کتاب از دغدغه و سوالهای شخصیاش به جریانی از سوالها و ابهامها در عموم مردم رسیده و سعی کرده برای آنها پاسخی تحلیلی پیدا کند. متن زیر حاصل گفتوگو با این نویسنده جوان است.
انگیزه شما از نوشتن «جنگ آخر» چه بود و چه جامعهای از مخاطبان را برای استفاده از کتاب در نظر داشتید؟
عیدی پور: وقتی در لندن مشغول تحصیل رشته جنگ بودم، سوالات متعددی برایم پیش آمد که جریان تحصیلم را رقم زد. بعد از اتمام تحصیل متوجه شدم که این سوالات برای مردم ما هم مشترک است؛ البته این ابهامات و سوالات برگرفته از فرهنگ ما است. انگیزه من برای نگارش «جنگ آخر» پاسخ به این پرسشها بود تا مردم بتوانند به یک تصمیم مشترک برسند. تصمیم گرفتم این آموزش عمومی را در قالب یک کتاب منتشر کنم و معتقد بودم که این رسالت را باید انجام دهم. سعی کردم کتابم را طوری بنویسم که برای همه گویا و قابل استفاده باشد.
تصمیم مشترکی که میگویید ملت ایران باید به آن برسد چیست؟ ما باید به چه حدی از انرژی هستهای راضی باشیم؟ البته این را میدانیم که مسئولان ما میگویند تلاشی برای ساخت سلاح هستهای ندارند.
عیدی پور: مردم ما سهم مهمی در هستهای شدن کشور دارند چون پس از آن نحوه تعامل، مناسبات و جایگاه کشور بسیار متفاوت خواهد شد. موضوع هستهای هرچند پرطرفدار نیست اما همهگیر است و قرار است همه ملت به این تصمیم مشترک برسند.
«ما بلدیم»؛ این پیامیست که غرب بخوبی میداند
در مورد حد و حدود دستیابی به انرژی هستهای، نوعی بازدارندگی وجود دارد که در این کتاب هم به آن اشاره کردم و آن بازدارندگی از نوع اطلاع کوتاه است. در این نوع بازدارندگی کشور مسلح به دانش و زیرساختارهای هستهای است ولی اقدام به ساخت بمب نمیکند؛ اما این پیام را تلویحا میرساند که اگر امنیت ملی ما را تهدید کنید قادریم تا راه نظامی را پیش بگیریم اما آن گزینه مطلوب ما نیست. گفتن این که «ما بلدیم» یک پیام شفاف است و غرب این را بخوبی میفهمد.
مهم ترین نکته اینست که ما باید بایستیم و اعاده حیثیت کنیم و بگوییم که هیچ کس حق ندارد مرزهای دانش را برای ما مشخص کند. ما اگر بضاعت داریم که به غنی سازی 100 درصدی برسیم باید برسیم و آنموقع تصمیم با ما خواهد بود که قصدمان چیست، کسی حق دخالت ندارد. ما سابقه یورش و تجاوز به هیچ کشوری را نداریم و حتی از لحاظ اعتقادی هم هیچگاه دنبال ساخت سلاح های کشتار جمعی نبودیم چون نمیخواهیم غیر نظامیها آسیب ببینند و البته نمیخواهیم تصویر انقلاب ایران یک تصویر خشن باشد. در این شرایط دغدغه غرب برای مذاکره، امنیت رژیم صهیونیستی است که هر روز کشورهای منطقه را به جنگ و استفاده از تسلیحات اتمیاش تهدید میکند.
محکوم به توسعه نیافتگی نیستیم و هرگز آنرا نمیپذیریم
همه چیز را باید منافع ملی ما تعیین کند و این صراحت را فقط در کلام رهبری دیدم که میگویند ما هرکاری بخواهیم انجام دهیم به خودمان مربوط است و به کسی ربطی ندارد. این دانش بومی خودمان است و اگر آن را خریده بودیم بحث دیگری بود. به ما «کشور در حال توسعه» میگویند، اما خودشان با رفتارشان که میخواهند جلوی توسعه ایران را بگیرند در حقیقت نقض غرض میکنند. ما محکوم به توسعه نیافتگی نیستیم و هیچ وقت آنرا نمی پذیریم.
رابطه «جنگ آخر» با ایران چیست؟
عیدی پور: ایران در تاریخچه هستهای دنیا حضور جدیای ندارد. اما در قسمت مورد پژوهی کتاب سراغ کشورهایی رفتم که کمتر کسی از برنامه هستهای آنها اطلاعات دارد. کشورهایی که یا کاملا بسمت هستهای شدن رفتند و یا حتی فشارها مانع حرکت آنها شد. این فرصتهای تاریخی کشورهاست که باید از آن استفاده کنند.
قبل از انقلاب هم غرب مانع پیشرفت ما بود؛ ایرانِ واحد مشکل اصلی آنهاست
امروز غرب دنبال اینست که صورت مسئله ایرانِ واحد را بکلی پاک کند. غرب نشان داده با هیچ نظام حکومتی در ایران کنار نمیآید. در اسناد پیش از انقلاب هم که پژوهش میکنیم متوجه میشویم آنموقع هم غرب مانع پیشرفت تکنولوژی ایران بوده است. آنها همیشه ما را یک مصرف کننده مطلق میخواستند اما این راهی نیست که ملت ایران قبول کند. جنگ هشت ساله نشان داد که حاضریم به اندازه کافی هزینه بپردازیم چون چارهای نیست و برگشتی وجود ندارد. معاملهای که آنها مطرح میکنند یک معامله خنده دار است، داد و ستد قطعات یدکی و تسهیل ارتباطات پولی و بانکی در برابر تمامیت ارضی و غرور ملی یک کشور، معامله مضحکی است.
کتاب را درباره جنگ و مناسبات جهانی نوشتید که اتفاقا ایران دخالتی در آن ندارد. چرا «جنگ آخر» را به آیتالله خامنهای تقدیم کردید؟
عیدی پور: بالاخره موضوع هستهای چیزیست که کشور ما در گیر آنست و من وقایع آن را پیگیری میکنم. همیشه این موضوع را با افتخار اعلام کردم که موضع مقام معظم رهبری را ملی گرایانه و واقع گرایانهترین موضع میدانم. احساس کردم تنها شخصی که میتوان کتاب را به او تقدیم کرد، شخص رهبری است چون منطقیترین مواضع را ایشان اتخاذ کردهاند. این تقدیم نسبتی با جایگاه رهبری ایشان ندارد و حتی اگر اینطور هم نبود، لازم بود تا کتابم را بخاطر نوع نگاه و نظراتی که دارند به ایشان تقدیم کنم. من رئال پلیتیک را فقط در نظریات آیت الله خامنهای دیدم.
فهم استراتژیک موضوع هستهای را در هیچکس جز رهبری ندیدم
اینکه در اول کتاب نوشتم «تقدیم به مقام معظم رهبری که فراتر از زمان خود اندیشید» به اینخاطر است که اگر ایستادگی و فهم استراتژیک ایشان نبود، هیچوقت مسئله هستهای ایران به پیشرفت و جایگاه امروزی نمیرسید. زمانی که در دوره آقای خاتمی درگیر مذاکرات دور اول بودیم تنها ایستادگی رهبری بود که روند هستهای شدن را حفظ کرد. این را برای تخطئه دولت آقای خاتمی نمیگویم ولی فهم استراتژیک موضوع هستهای را در هیچیک از مقامات کشور جز شخص رهبری ندیدم.
روزی که در سال 2003 پذیرفتیم با غرب مذاکره کنیم میتوانستیم اینکار را نکنیم و دوباره امروز برای عضویت در NPT امتیاز بگیریم. فقدان این دانش استراتژیک در مذاکره کنندگان باعث شد تا نتوانیم درست عمل کنیم. ما به مسئله هستهای مثل مسئله قبول قطعنامه یا داراییهای بلوکه شده ایران نگاه کردیم، درحالی که موضع طرف مقابل ما بهیچ وجه شبیه موضوعات اینچنینی نیست و موضعشان کاملا صفر و صدی است. آنها معتقدند ایرانیها دانش هستهای را هم نباید در ذهنشان داشته باشند.
برای غرب سخت است که با یک «جهان سومی»! در موضع برابر مذاکره کند
از نظر من توافق غیر ممکن است و چیزی برای توافق کردن وجود ندارد. فقط میشود همه منافع ملی و هزینههایی که برای برنامه هستهای شده را به باد داد که قطعا رهبری چنین اجازهای نخواهند داد. هیچ محلی نیست که بازرسان آژانس ندیده باشند. بهانه آنها اینست که میگویند «احتیاج به تحقیق بیشتر داریم» اما دلیل متقنی ندارند. این یعنی نمیتوانند ایران را رها کنند هرچند دلیلی برای توقفش نداشته باشند؛ اما معتقدند که نباید ایران را رها کرد. برای غرب سخت است با مملکتی که تا امروز براساس تصویرسازی رسانهایشان «جهان سومی» خطابش میکردند پای یک میز بنشینند و در موضع برابر مذاکره کنند. آنها به این فکر میکنند که کجای کار جهان غرب مشکل داشته که چنین کشوری قد علم کرده و اینطور در برابر آنها موضع گیری میکند؟
امروز نسل جوان سوالاتی درباره هزینه و فایده پرداختن به انرژی هستهای در ایران دارد. جواب این سوالها را میشود در کتاب شما پیدا کرد؟
عیدی پور: هرچند این کتاب درباره ایران نیست اما پاسخ سوالات و ابهامات اینچنینی در آن موجود است. هدف این کتاب اینست تا اطلاعات کامل به مردم برسد که بتوانند آگاهانه به یک تصمیم قاطع برای مقاومت و پشتیبانی این حرکت برسند.
انتهای پیام/م
تسنیم
افزودن دیدگاه جدید