س, 1393/11/14 - 10:39
ابراهيم فياض جامعه شناس و عضو هيئت علمي دانشگاه تهران:
رهبر انقلاب در پيام خود صلح جهاني را مطرح كردند
عضو هيات علمي دانشگاه تهران ضمن تشريح تفاوت عدالت و آزادي در منظومه انقلاب اسلامي و نظام سرمايه داري گفت: اوج تقابل دموكراسي «خبرگي» و دموكراسي «حزبي» در وقايع 88 بود كه مهمترين شاخص دموكراسي مشاركتي و خبرگي، ولايت فقيه است. رهبر انقلاب در پيام خود صلح جهاني را مطرح كردند.
به گزارش كوله بار، ابراهيم فياض جامعه شناس و عضو هيئت علمي دانشگاه تهران مختصات عدالت، سبك زندگي و سياست ورزي در ساحت انقلاب اسلامي و نيز جايگاه پيام رهبر معظم انقلاب به جوانان اروپايي و آمريكايي بر مبناي صلح جهاني نشات گرفته از تفكر انقلاب اسلامي، را تحليل كرد.
متن كامل اين مصاحبه در ادامه مي آيد:
با توجه به اينكه در دهه چهارم انقلاب اسلامي و دهه پيشرفت و عدالت قرار داريم، تعريف شما از عدالت و پيشرفت در منظومه انقلاب اسلامي چيست و تفاوت اين عدالت را با عدالت رفاهي و مبتني بر توسعه غرب تشريح كنيد.
فياض: انقلاب اسلامي ما يك انقلاب رو به جلو بود نه رو به عقب؛ ما الگوهاي پيشرفت جهاني را تجربه كرده بوديم يعني الگوي فاشيستي، سوسياليستي و سرمايهداري را ديده بوديم و الگوي سوسياليستي و سرمايهداري از تجربه شكست هيتلر استفاده كردند، در انتهاي قرن بيستم كه انقلاب اسلامي ما يعني در سال 1979 رخ داد، پستمدرنيسم شكل گرفت و نظريهپردازان اجتماعي بر همين اساس معتقدند انقلاب اسلامي باعث شد جهان از مدرنيته به سمت پستمدرن حركت كند.
*الگوي سرمايه داري با خلق اسلام طالباني و داعشي رقيب ايجاد كرد
انقلاب اسلامي الگوي جديد جهاني است، يك دهه بعد از انقلاب اسلامي ما ماركسيسم شكست خورد و شوروي سقوط كرد، با توجه به اينكه سرمايهداري بيمعنا و بيرقيب شد به دنبال رقيب بود و از اين رو اسلام خشن و اسلام داعشي و طالباني را خلق كرد تا رقيبش باشد در حالي كه رقيب اصلي آن همين انقلاب اسلامي است.
با توجه به اشاره شما به خلق اسلام طالباني از سوي غرب نظرشما جايگاه پيام رهبر معظم انقلاب به جوانان غربي را چطور ارزيابي ميكنيد؟
فياض: تفكر انقلاب اسلامي در جهان يكهتاز است و الگوهاي غلط و بدلي هم به جايي نميرسد اما آمريكا توانسته با اين الگوهاي غلط باعث انحراف افكار عمومي شود؛ پيام رهبر معظم انقلاب به جوانان اروپايي و آمريكايي و تاكيد ايشان بر شناختن مستقيم اسلام فصل جديدي بود، مانند نامه امام به گورباچف كه امام در آن نامه تاكيد كردند فكر نكنيد اگر به سمت غرب برويد به شما در باغ سبز نشان ميدهند از اين رو رهبر معظم انقلاب هم در پيام خود تاكيد كردند كه غرب به پايان راه رسيده و از جوانان غربي خواستند كه اسلام را از منبع اصلي آن بگيرند؛ بحث اساسي اين است كه اسلام اصلي همين اسلامي است كه ايران تفسير ميكند.
*رهبر انقلاب در پيام خود صلح جهاني را مطرح كردند
مختصات اين اسلام شيعي كه نگاه كلاني به جهان پيراموني و جهان اسلام دارد و از سوي انقلاب اسلامي دنبال مي شود چيست؟
فياض: اين اسلام كه مطرح ميشود در آن صلح جهاني قرار دارد نه جنگ جهاني، بوش جنگ جهاني و جنگ صليبي را وعده داد و طالبان هم همينگونه كرد از اين رو اسلام طالباني و اسلام آمريكايي مكمل يكديگر هستند و تز هر دوي آنها جنگ جهاني است اما رهبري همانطور كه در پيام اخيرشان هم ديديم مسئله صلح جهاني را مطرح كردند كه اين صلح بر اساس عدالت بنا ميشود.
*مردم به ماهو مردم عدالتطلب هستند
رابطه اين صلح جهاني و عدالت را كه قطعاً برگرفته از تفكر انقلاب اسلامي است بيشتر توضيح دهيد.
فياض: از آنجايي كه انقلاب اسلامي بر اساس مردم و با محوريت مردم شكل گرفت و هيچ حزب و سازمانهاي چريكي در كار نبودند و همه تظاهرات بر عهده مردم بود، يعني انقلاب ما مبتني بر صلح بوده است و حتي مردم به ارتشيها گل ميدادند؛ الگوي اين موضوع هم امام حسين (ع) است كه با زن و فرزندان خود به كربلا رفتند كه بگويند من مبارزه ميكنم و مقابل ظلم و فساد تسليم نميشوم اما به دنبال جنگ نيستم و در پي صلح هستم، ما اين را دقيقا در تظاهرات عاشورا و تاسوعاي سال 57 ميبينيم كه وقتي زنان به ميدان آمدند كار تمام شد و شاه شكست خورد لذا اين مسئله بسيار بنيادين است كه ما بر اساس نظام صلحطلبي مبارزه ميكنيم نه جنگطلبي و از اين رو نتيجه اين امر كشت و كشتار بيگناهان نخواهد بود و مبناي آن نيز فطرت است چرا كه همه انسانها فطرت خدايي دارند و فارغ از هر ديني وقتي مردم، محور واقع شوند عدالت به يك مسئله اساسي تبديل ميشود چرا كه مردم به ماهو مردم عدالتطلب هستند.
تفاوت عدالتمحوري و آزاديمحوري را كه تجلي آن در دو نظام انقلاب اسلامي و نظام سرمايهداري وجود دارد را چطور تحليل مي كنيد؟
فياض: نخبگان به دنبال آزادي هستند اما ما ميبينيم كه در تمام جهان عدالتطلبي اوج ميگيرد و عدالتخواهي مطرح ميشود. آزادي يعني نخبگان و سرمايهداران به دنبال آزادي هستند تا راحتتر اموال خود را سرمايهگذاري كنند. اما پيشرفت براساس عدالت بنا ميشود چون عدالت مبتني بر مردم است و پيشرفت با ساختار مبتني بر مردم و عدالت به دست ميآيد.
*آزادي مبتني بر سرمايهداري به ابتذال كشيده ميشود
با توجه به تبيين تفاوتهاي نظام سرمايهداري و انقلاب اسلامي اگر از فراز و نشيبهاي فرهنگي سه دهه اخير آسيبشناسي داشته باشيد چه تحليلي در اين زمينه داريد؟ با توجه به اينكه در دورههاي اخير برخي به جاي جنگ نرم بحث دربهاي باز فرهنگي را مطرح كردهاند.
فياض: اگر مبنا را نخبگان قرار دهيم آزاديمحوري و آزادي اقتصادي در دولت يازدهم قابل توجه است مانند دولت دهم. در دولت يازدهم نيز ميخواهند بخش خصوصي را به سرمايهداران و نخبگان مالي بدهند لذا ميبينيم كه دولت يازدهم آزادي را اصل ميداند نه عدالت را ولي براساس مبناي انقلاب اسلامي كه مردم در آن محوريت دارند، عدالت بحث اصلي است. البته ما هم به آزادي معتقديم اما آزادي مبتني بر عدالت چراكه آزادي مبتني بر سرمايهداري به ابتذال كشيده ميشود.
مصاديق شما از به ابتذال كشيده شدن آزادي مبتني بر سرمايهداري چيست؟
فياض: به طور مثال ما ميبينيم كه مردم عادي در انتخابات كشورهاي غربي شركت نميكنند و كساني كه در كار هستند و نخبگان در انتخابات شركت ميكنند چراكه در غرب محور اصلي سرمايهدارا هستند و از اين رو شاهد يك آزادي مبتذل نخبهگرا شدهايم. برخي مسئولان دولتي ما هم همين را گفتند كه ما بايد به نخبگان آزادي بدهيم؛ در چنين نگاه و رويكردي، مردم تابعي از نخبگان هستند و زير سلطه نخبگان و به يك معنا نخبگان سياسي قرار دارند.
*اوباما، انباردار سرمايهداري جهاني است و حق انبارداري ميگيرد
اخيرا هنري كسينجر وزير خارجه اسبق و نظريه پرداز آمريكايي تحليلي در اين باب ارائه داد و گفت عربستان انباردار ماست و پولهايي كه ما از قِبَل نفت به آنها ميدهيم به خاطر انبارداري آنهاست يعني نفت متعلق به ماست و ما به آنها پول انبارداري ميدهيم لذا نخبگان ما هم به مفهومي انباردار مالي ميشوند، در آمريكا اوباما، انباردار سرمايهداري جهاني است و حق انبارداري ميگيرد. بيل كلينتون هم دلالي سرمايهداري در سطح جهاني انجام ميدهد پس به اين معنا سياست نوكري ميشود يعني نوكري سرمايهداري و آزادي هم به خاطر همين است. آزادي مبتني بر سرمايهداري و بدون عدالت به ظلم ميرسد. از ظلم جسمي و كشت و كشتار گرفته تا فحشا و تجارت انسان رشد خواهد كرد بنابراين ما ميبينيم حتي در ايران نيز به موازات اين آزادي مبتني بر مدل سرمايهداري، فحشا رشد ميكند.
در مدل آزادي مبتني بر سرمايهداري مردم اصلا مهم نيستند يعني اگر در جنگ كشته شوند يا اگر از گرسنگي بميرند هيچ مهم نيست، مثلا در نيويورك كه مركز اقتصاد سرمايهداري جهان است، شهرداري صبحها جنازه كساني كه شب را در خيابان سپري كردهاند مانند آشغال از خيابانها جمع و در قبرستانهاي عمومي دفن ميكنند.
*ظلم و فساد دو شاخصه نظام سرمايهداري مبتني بر آزادي بدون عدالت است
بنابراين ظلم و فساد دو شاخصه نظام سرمايهداري است كه مبتني بر آزادي بدون عدالت است و ما در همين آزادي بدون عدالت شاهد رشد و شكلگيري فساد سه هزار ميلياردي و 12 هزار ميلياردي در كشورمان بوديم و برهمين اساس فساد در چين به بالاترين حد خود رسيد.
در حالي كه انقلاب اسلامي مبتني بر عدالت است و بر مبناي آن همه بايد آزاد باشند و اين آزادي فقط مختص نخبگان نيست و اين آزادي به فساد اجتماعي هم منجر نخواهد شد يعني انقلاب اسلامي به دنبال عدالت خاصي است كه دچار فساد نشود.
با توجه به اهميت جايگاه بنيادين عدالت در انقلاب اسلامي اين مفهوم را بيشتر تبيين كنيد.
فياض: عدالت براساس دو محور است يك عدالت اجتماعي كه قسط ناميده ميشود و ديگر عدالت فردي كه به نام تقواست. از اين رو قسط و تقوا از ايجاد فساد و ظلم جلوگيري ميكند و اين سيستم عدالت به صورت فردي و جمعي پيشبرنده و تكاملي است كه هم عاري از فساد و ظلم است و هم باعث ميشود آزادي به دست آمده از اين عدالت مبتذل نباشد بلكه مشاركتي و مردمي باشد.
آزادي مشاركتي و مردمي را به چه معنايي مطرح ميكنيد؟
فياض: مثلا نگاه كنيد، در دوره خاتمي پول زيادي تزريق شد كه احزاب درست شوند تا ساختار حزبي شكل بگيرد اما پس از دولت خاتمي، همه احزاب نابود شدند چون ايرانيها دموكراسي مشاركتي، مردمي و خبرگي دارند نه دموكراسي حزبي و اين خبرگي بحث عميقي در تقابل با بحث حزبي است؛ مهمترين شاخص دموكراسي مشاركتي و خبرگي، ولايت فقيه است و اين نوع دموكراسي به شدت رقيب دموكراسي حزبي غرب است.
نخبگي غرب يك مبنايي دارد كه براساس ايدئولوژيها بنا ميشود و داراي آگاهيهاي دروغين است لذا ميبينيم كه آگاهي سياسي مردم در آمريكا به شدت پايين است و فقط حزبِي ها ميتوانند به ميدان بيايند و صحبت كنند يعني در دموكراسي نخبگي غرب، مردم دچار بيسوادي هستند اما در مدل دموكراسي مشاركتي و خبرگي ايران مردم ما در آگاهيهاي سياسي و دموكراسي پويا هستند.
*اوج تقابل دموكراسي خبرگي و نخبگي در سال 88 بود
رويكرد دموكراسي حزبي- نخبگي و دموكراسي خبرگي در كشورمان چگونه تعامل ميكنند؟
فياض: ما جنگ دموكراسي نخبگي و خبرگي را در سال 88 ديديم كه اتفاقات سال 88 اوج تقابل اين تفكر بود لذا مردم همواره خودشان راي ميدهند نه احزاب بنابراين دولتها در كشور ما حزبي نيستند. ما ديديم كه مردم از دولت خاتمي عدول كردند و به احمدينژاد راي دادند و از احمدينژاد هم به روحاني رسيدند و اين دولت هم اگر درست كار نكند مردم از آن عدول خواهند كرد.
بحث ديگر در خصوص سبك زندگي در مختصات انقلاب اسلامي است به نظر شما چنين سبك زندگي چه تفاوتهايي با مفهوم آن در حوزه مدرنيته دارد؟
فياض: سبك زندگي اسلامي به حيات طيبه بازميگردد و در اين حيات طيبه زن و مردم مشاركت دارند و اين حيات طيبه عدالت جنسيتي زن و مرد را با هم ميبينند. در حالي كه در عدالت سوسياليستي شاهد زهد جنسي هستيم اما اسلام برخلاف اين را ميگويد تا جايي كه پيامبر اسلام فرمودند من از دنياي شما سه چيز را دوست دارم؛ نماز، عطر و زن.
يعني نماز و زن يك نوع ايمان است كه با غريزه جنسي اوج ميگيرد و از اين رو اسلام بر مبناي عدالت جنسي است و ازدواج در اين تفكر بناي رفيعي است كه تا آسمانها ميرود لذا ما ميبينيم كه براساس اسلام يك ركعت نماز فرد متاهل از 70 ركعت نماز فرد مجرد بهتر است چراكه سبك زندگي اسلامي مبتني بر غريزه جنسي مشروع است؛ متاسفانه در حال حاضر ازدواج پيچيده شده است در حالي كه اسلام اصلاً اين گونه نيست.
ما از اين طرف ميبينيم كه گروههاي تند و خشن بحث جهاد نكاح را كه يك آزادي جنسي تند و خشن است مطرح ميكنند اما در مقابل ما به اين شكل به خاطر بريز و بپاشها ازدواج را سخت كردهايم؛ ما در بين چپهاي اول انقلاب شاهد نوعي زهد جنسي بوديم كه الهامگرفته از ماركسيسم بود و در دوره جنگ و در دولت ميرحسين موسوي بحث زهد جنسي مطرح بود و اين باعث شد كه آقاي هاشمي با حالتي افراطي در نماز جمعه سالهاي 62 و 63 در كنار بحث عدالت اقتصادي موضوع ازدواج موقت را مطرح كند اما چون اين مسئله بسيار تند بود مردم واكنش نشان دادند؛ متاسفانه ما در بحث غرايز جنسي هم نتوانستيم براساس عدالت و آزادي و مردممحوري مسئله را حل كنيم.
بعد از جنگ، دولت هاشمي يك دولت ليبراليستي از نوع آمريكايي را مطرح كرد كه اين تفكر در برابر تفكر سوسياليستمحوري دولت ميرحسين موسوي بود، در اين سيستم فساد اجتماعي و طلاق بالا ميرود و ازدواج نيز كاهش مييابد لذا وقتي خانواده ضعيف شود افسردگي و خشونت اجتماعي اوج ميگيرد و اين پرخاشگري براساس سياست ليبراليستي است كه خانواده ضعيف شده است.
*دولت يازدهم تركيبي از سوسياليسم و ليبراليسم است
در اين زمينه ارزيابي شما از نوع تركيببندي دولت فعلي چيست؟
فياض: سوسياليستي يا ليبراليستي بودن اين دولت معلوم نيست چراكه ما در اين زمينه يك دولت يكپارچه نداريم مثلا وزارت معادن به دنبال تسويه مردم بوده و ليبرالي عمل ميكنند اما وزارت كار و تعاون ما سياست سوسياليستي را دنبال مي كند كه بايد ببينيم بايد به كجا ميرسد چراكه اين دولت يك دولت تركيبي است. دولت احمدينژاد با شعارهاي سوسياليستي آمد اما ليبراليستي رفت يعني دولت دهم احمدينژاد ليبرالترين دولت در اين مملكت بوده است حتي بيش از دولت هاشمي در بعد اقتصاد و دولت خاتمي در بعد اعتقادي و ارزشي، ليبرال عمل كرد. از اين رو ما تاكنون دولت اسلامي نداشتهايم.
*دولت مبتني بر عدالت به دولت كريمه ختم مي شود
چگونه در نظام اسلامي كه انقلاب اسلامي را هم پشت سر گذاشته بايد به سمت دولت اسلامي حركت كرد؟
فياض: ما بايد چارچوبسازي كنيم، دولت كريمه آرمان ماست و جمهوري اسلامي بايد در جهت دولت كريمه آخرالزمان باشد كه كرامت انسانها را حفظ ميكند و مبتني بر عدالت است. اگر دولت را براساس عدالت فردي و جمعي بنا كنيم دولت كريمه درست ميشود و آن وقت هم از پيشرفت برخوردار است و هم از آزادي و اخلاق و تقوا نيز در اين جامعه حفظ ميشود و ما به آزادي در چنين جامعهاي آزادگي ميگوييم.
*اصولگرا و اصلاحطلب هيچ كدام به دنبال دولت كريمه مدنظر انقلاب اسلامي نيستند
با توجه به سختي و ضرورت حركت به سمت تحقق دولت كريمه؛ اصولگرايي و اصلاحطلبي توامان تا چه حد ميتواند به تحقق اين هدف انقلاب اسلامي كمك كند؟
فياض: اصولگرا و اصلاحطلب هيچ كدام به دنبال دولت كريمه نيستند كه اگر بودند براي آن چارچوبسازي ميكردند اما هر دو انحرافي هستند. ما بايد دولت جديدي را سر كار آوريم كه دولت كريمه را مبنا و عدالت فردي و عدالت جمعي را محور قرار دهد.
* اعتدال تركيب آزادي و عدالت است
در پايان اگر جمعبندي خاصي داريد بفرماييد.
فياض: انقلاب اسلامي آنچه بايد بشود، نشده است و مشكل ما هم چارچوبسازي تئوريك بود كه اول دچار سوسياليست و سپس دچار ليبراليست شد و دولت فعلي هم كه عدالت را كنار گذاشت و به اعتدال روي آورد كه به نوعي تركيب آزادي و عدالت است اما ما ميبينيم كه مردم به شدت به دنبال عدالت اجتماعي هستند؛ بنده پيش از رئيسجمهور شدن آقاي روحاني و زماني كه ر مجمع تشخيص بود به او گفته بودم كه اعتدال بدون عدالت به جايي نميرسد و ما دچار مشكل خواهيم شد.
انتهاي پيام/م
فارس
افزودن دیدگاه جدید